على محمدى خراسانى

31

شرح كفاية الأصول (فارسى)

فرد را با او مقايسه كرده و بگوييم كه اين فرد نسبت به آن فرد ديگر ثوابش كمتر است . و در قسم دوم ( كه نهى كراهتى به ذات عبادى تعلق گرفته بود ، ولى بدل داشت ) كراهت در عبادات به معناى اقليّت ثواب بود ، چرا كه فرد يا افراد ديگرى بودند كه بدل از آن عبادت منهى ( نماز در حمام ) مىشدند و نقص و حزازت او را هم نداشتند . ( مثل نماز در منزل يا مسجد ) و نهى ارشاد به اين بود كه اين فرد ثوابش كمتر است . و در قسم سوم ( كه نهى در ظاهر به خود عبادت بار شده بود ولى در واقع به عنوان ديگرى بنام كون در مواضع تهمت بار شده بود ) بنا بر قول به جواز اجتماع به قسم اول ملحق مىشد و كراهت به معناى اقليّت ثواب نبود . و بنا بر قول به امتناع هم اگر متلازمين بودند ، باز حكم قسم اول را داشت و كراهت بدين معنى نبود . ولى بر مسلك اتحاد و مجامعت وجودى به قسم ثانى ملحق مىشد و كراهت به معناى اقليّت ثواب بود و نهى ارشاد به اين بود كه نماز در موضع تهمت منقصت دارد و در مقايسه با نماز در غير آن موضع ثوابش كمتر است . قوله : كما انقدح : تا به حال از مجموعهء مواردى كه مستدل در دليل سومش به عنوان شواهدى بر جواز اجتماع آورد ، تنها به دو مورد پرداختيم و آنها را تحت عنوان عبادات مكروهه به سه قسم تقسيم كرديم و راه حل هر قسمى را بيان كرديم . آن دو مورد عبارت بودند از اجتماع وجوب و كراهت و اجتماع استحباب و كراهت و اينك ساير مثالها را محاسبه مىكنيم : يكى از آن مثالها مواردى بود كه وجوب و استحباب در شيئى واحد جمع شوند . مثل نماز در مسجد كه هم واجب است و هم مستحب ، نماز به جماعت كه هم واجب است و هم مستحب و روزهء اول ماه رمضان كه هم واجب است چون روزهء ماه رمضان است و هم مستحب ، چون روزهء اول ماه است ( حال به مناسبت اينكه دو مورد اجتماع وجوب و كراهت يا استحباب و كراهت را به « عبادات مكروهه » نامگذارى كرديم ، اين مورد را هم به « عبادات مندوبه » نامگذارى مىكنيم . حال مىپرسيم آيا همان سه قسم مذكور در عبادات مكروهه در اينجا هم هست يا خير ؟ ) از كلام مرحوم آخوند استفاده مىشود كه قسم دوم و سوم از آن اقسام در اينجا هم جارى و سارى است . به اين صورت كه گاهى امر استحبابى به ذات عبادى بار مىشود مثل